الشيخ السبحاني

64

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)

بىسواد و نابيناست ، ولى مىتواند با انگشتان خود دگمه‌هاى حروف را فشار دهد و ماشين تحرير را به كار اندازد . هر دو نفر مشغول كار مىشوند ؛ شخص عالم و درس خوانده و حروف‌شناس ، نخست انگشت خود را روى حرف « م » و سپس روى « ل » از آن پس روى « ك » و بعد روى « ا » و پس از آن به ترتيب روى « ذ » و « ك » و . . . مىگذارد و چيزى نمىگذرد كه تمام ابيات را صحيح و كامل ماشين مىكند . اما آن مرد نابينا و بىسواد كه فقط مىتواند ماشين را به كار اندازد ، وقتى مشغول كار مىشود از آن جا كه حروف را نمىشناسد و جاى آنها را نمىداند ، پس از سياه كردن صفحه يا سطرهايى ملاحظه مىشود كه حروف و كلمات بىمعنايى را روى صفحه نقش كرده است كه به هيچ وجه نمىتوان براى آنها معنايى پيدا كرد . اولى مصنوع يك انسان عالم و داناست ، دومى مصنوع يك نابيناى بىسواد . هرگاه هزاران نابيناى درس ناخوانده ، ميليون‌ها صفحه را سياه كنند تا شايد يك نسخهءصحيح از اين قصيده را ماشين كنند ، نخواهند توانست ؛ زيرا محاسبه و اندازه‌گيرى لازم در كار آنها وجود ندارد . بنابر اين ما در هر نقطهء دنيا ، به صفحهء كاغذى كه قصيدهء اين شاعر ايرانى در آن به طور صحيح ماشين شده باشد روبه‌رو شويم ، خواهيم گفت اين صفحه اثر شخصى است كه بر پايهء آشنايى به اسلوب ماشين نويسى ، اين قصيده را ماشين كرده است و هرگز به خود اجازه نخواهيم داد كه بگوييم : اين صفحه بر اثر فعاليت انگشتان شخصى نابينا و بىسواد يا براثر بازى كردن كودكى با حروف ماشين‌تحرير ، پديد آمده است . 2 . هنرمند چيره‌دستى مناظر زيبايى از طبيعت را بر صفحهء كاغذى ترسيم مىكند و منظرهءپرندگان و انسان‌هايى را كه در لب دريا زندگى مىكنند و تعدادى از آنان در ميان دريا مشغول شنا هستند و برخى بر ساحل صخره‌اى و شنى به استراحت پرداخته‌اند نشان مىدهد ؛ حتى چين و شكن‌آب‌ها ، حركت كشتىها ،